من از اسراییل متنفر نیستم



امروز دیدم که کمانگیر مطلبی نوشته که چرا از اسراییل متنفر نیست وطبق معمول مثل بعضی مواقع تیرش در دو کیلومتری هدف نشست.و راجع به همه چیز حرف زد مگر اصل موضوع. البته تلاش وی در این زمینه را نمی خواهم به هیچ وجه بی ارزش کنم. (همیشه یاد بحثش با آقای تشیعی می افتم که به راحتی از اصل موضوع دور می افتد و به حاشیه های بی اهمیت می پردازد.)
من هم میخواهم سعی کنم به سهم خودم این مطلب را توضیح بدهم و البته بیشتر بپردازم به ریشه دشمنی ایران و اسراییل. چون به هر حال بخواهیم یا نخواهیم اسراییل امروز به بخشی جدانشدنی از زندگی ما ایرانیان تبدیل شده است.
بارها از کسانی که از اسراییل متنفرند این سوالات را پرسیده ام و البته هیچ گاه جواب واضح و صریحی نگرفته ام.
۱- این ایران (جمهوری اسلامی) و شخص خمینی بود که دشمنی با اسراییل را آغاز کرد.
۲- این خمینی بود که گفت اسراییل باید از بین برود.
۳- آن نمیدانم کدام شیر ناپاک خورده ای که گفت «راه قدس از کربلا می گذرد» یک ایرانی مسلمان بود.
۴- ایران به فلسطین و لبنان کمک تسلیحاتی و مالی می کند.
جهت اطلاع دوستان عزیز بگویم که در عرف بین الملل معنای این حرفها میشود «تهدید نظامی». به همین وضوح و سادگی.
مثلا اگر عربستان هر روز در رسانه هایش اعلام کند ایران باید از بین برود (به هر دلیل) و شاهزاده فلان بن آل سعود اعلام کند اگر هر عرب یک سطل آب بریزد ایران را آب خواهد برد آیا این حق ایران نیست که برای دفاع از خودش برد موشکهایش تا ریاض برایش مهم باشد؟
اینکه اسراییل با فلسطینی ها چه کار می کنند یک موضوع دیگر است که نباید اساس سیاست خارجی ما در تنظیم روابط با اسراییل باشد به همین دلیل که رفتار روسیه با مسلمانان چچن ملاک روابط ما با روسیه نیست (و حتی برای خوش آیند بیشتر روسها٬ آیت الله خامنه ای به عنوان روسیه شناس بزرگ هم معرفی میشوند.)
من هم موافق کشته شدن هیچ انسانی نیستم ولی گمان می کنم خالد مشعل و حسن نصرالله با پولهایی که از جمهوری اسلامی می گیرند بیشترین کمک را برای شعله ور نگاه داشتن آتش به اسراییل می کنند. (هر چند که معتقدم که اسراییل هم از این جنگ فرسایشی خسته شده و مایل به خاتمه دادن به آن است.) چون اگر آتش این جنگ بخوابد هم پولهای ارسالی ایران به این رهبران فاسد تمام میشود و هم دادگاههای احتمالی برای رسیدگی به جنایات آن ها را متهم خواهند شناخت.
نکته مهم دیگری که به نظر من شاید مهمترین نکته است و بسیاری توجه کافی به آن نمی کنند وابستگی نژادی و تاریخی روحانیت شیعه به جبل عامل لبنان است که دکتر اسماعیل نوری علا به بهترین شکلی آن را در یک سری مقاله توضیح داده (یک - دو - سه - چهار - پنج) و با دانستن آن دلیل حمایت بی دریغ جمهوری اسلامی از لبنان و فلسطین تا حدود زیادی روشن می شود.
در خاتمه باز هم تاکید می کنم دشمنی با اسراییل ساخته سران جمهوری اسلامی است. وگرنه اسراییل با ایران هیچ دشمنی تاریخی نداشته است. حتی خیابانی به نام خیابان ایران و خیابان دیگری به نام خیابان کورش در شهرهای اسراییل وجود دارد.

آگهی استخدام



عنوان: پدر٬ بابا٬ دَدی٬ آقا
مادر٬ مامان٬ مامی٬ ننه
-------------------------

به داوطلبانی تمام وقت برای کار در محیطی تیمی با چالش های فراوان و اغلب پر هرج و مرج برای مدت طولانی نیازمندیم.
داوطلبان باید دارای توانایی بالایی در ارتباط برقرار کردن با مشتریان به علاوه توانایی نظم بخشیدن به امور و آماده کار در ساعات متغیر (شامل هر روز عصر٬ روزهای آخر هفته و شیفت های ۲۴ ساعته مکرر) باشند.
سفرهای مکرر شبانه یا روزانه (مثلا به کلینیک پزشکی در نیمه شب یا به شهربازی در روز بارانی آخر هفته) نیز بخشی از فعالیت کاری است. هزینه سفر نیز پرداخت نخواهد شد.

شرح وظایف
------------
۱- در تمام مدت زندگی باید آماده منفور بودن باشید٬ حداقل به صورت موقت تا اینکه یک نفر(!) ۵۰۰۰۰ تومان لازم داشته باشد.
۲- گزیدن لب خود به صورت متناوب
۳- دارای استقامت و بردباری یک قاطر باربر
۴- قابلیت رسیدن از سرعت صفر به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت در مدت سه ثانیه وقتی صدای جیغ (این بار راست راستکی) از انتهای حیاط می آید.
۵- مهارتهای فنی در تعمیر اسباب بازی٬ زیپ گیر کرده شلوار و توالتی که به صورت اسرار آمیزی مسدود شده بدون اینکه توپ تنیس در آن افتاده باشد.
۶- مراقبت از مکالمات تلفنی٬ مدیریت تقویم ها و قابلیت انجام چندین پروژه تکلیف شب در ان واحد.
۷- توانایی در برپایی همایش ها برای مشتریانی از سن ۵ تا ۱۸ سال با طرزفکر های مختلف
۸- آمادگی «مایه افتخار بودن» و چند دقیقه بعد «مایه شرمساری» بودن
۹- توانایی مونتاز میلیونها نوع از اسباب بازی های پلاستیکی و اسباب بازیهایی که با باطری کار می کنند. ایمنی بازی با این اسباب بازیها نیز باید مورد نظر قرار گیرد.
۱۰- آمادگی دائمی برای بدترین نتایج و در عین حال امیدوار بودن به بهترین نتایج
۱۱- پذیرش مسئولیت ۱۰۰٪ برای کیفیت مطلوب محصول نهایی
۱۲- شستن زمین و رفع گرفتگی چاه توالت و رفت و روب محل کار نیز بر عهده فرد استخدام شده است.

امکان پیشرفت و ارتقاء شغلی
----------------------------------
صفر. وظیفه فرد پذیرفته شده٬ ماندن در همان موقعیت شغلی برای سالهای طولانی است. البته بدون غر زدن و موظف به افزایش مهارتهای فنی خود نیز هستید تا کسانی که مراقبت از آنها را به عهده دارید از شما بهتر شوند.

سابقه کار قبلی
-----------------
نیازی به سابقه کار قبلی نیست. آموزشهای لازم در طی مدت اشتغال به نحوی که پدر شما در آید داده خواهد شد.

حقوق و پاداش
--------------
شما موظف به پرداخت به کارفرمای خود خواهید بود. به طور متناوب باید حقوق و مزایای وی را افزایش دهید. یک پرداخت کلان نیز در حدود سن ۱۸ سالگی کارفرما بر عهده شماست تا «شاید» دانشگاه رفتن او را به استقلال مادی برساند.
وقتی از دنیا رفتید تمام ماترک خود را نیز به کارفرمای خود واگذار خوهید کرد.
منحصر به فرد ترین ویژگی این متد استثنایی حقوقی این است که شما این کارها را با کمال میل و رضایت قلبی انجام می دهید.

مزایا
-----
هیچگونه بیمه درمانی٬ بیمه دندان٬ بازنشستگی٬ حقوق برای روزهای آخر هفته و شیفت های شب و هیچگونه وامی در کار نیست.
در عوض فرصتهای بیشماری برای رشد شخصیتی٬ عشق بدون قید و شرط و در آغوش گرفتن و بوسه های مجانی در تمام مدت زندگی (در صورتی که وطایفتان را به درستی انجام دهید) در انتظار شماست.

موفق باشید.

«انتهای حماقت بشر کجاست» یا «دیدن تصویر عیسی مسیح در چروک های پارچه»

این هم از آخرین ورژن مسیحی دیدن تصویر افراد مقدس در پدیده های روزمره. دیدن جای دست حضرت ابوالفضل روی کاسه شله زرد یا دیدن شمایل همان حضرت در آثار آب (یا شاید چیز دیگری بعد از خوابیدن بچه ها روی پشت بام) به جا مانده روی دیوار یا دیدن تصویر حضرت امام سیزدهم در ماه به پدیده هایی عادی در دین مبین اسلام تبدیل شده اند.
اما برادران مسیحی هم از این مسابقه حماقت عقب نمی مانند. جدیدترین واقعه از این نوع مشاهدات مربوط است به یکی از مدعوین کلیسایی در نایاگرا فالز آمریکا که با دیدن چروکهای روی پارچه که در اثر فشار برگهای درختچه نخل به وجود آمده تصویر عیسی مسیح را در ان دیده است و البته کشیش آن کلیسا هم داستان را به مطبوعات کشانده تا ثابت کند که در حماقت می توانند گوی سبقت را از همرزمان مسلمان خود بربایند.

مذهب در حال نابودی جنس بشر است




نیاز به روشنگری تازه

«ارزش واقعی یک انسان با میزان داشته های وی از حقیقت سنجیده نمی شود٬ بلکه تلاش صادقانه وی در راه کسب حقیقت است که به وی ارزش می بخشد. آن نه مالکیت حقیقت٬ بلکه پیگیری حقیقت است که منجر به توسعه توانایی های وی میشود و به واسطه آن کمال پذیری همیشه در حال رشد وی محقق میگردد.
مالکیت؛ انفعال٬ سستی و غرور می آفریند. اگر خداوند در دست راستش تمامی حقیقت را نگاه می داشت و در دست چپش تنها انگیزه سخت کوشی برای تعقیب حقیقت را٬ با این شرط که در این راه همیشه و تا ابد من من مرتکب خطاهایی خواهم شد؛ و مرا مخیر بین دو انتخاب می کرد٬ من با نهایت تواضع دست چپش را انتخاب می کردم.»

گاتهولد لسینگ فیلسوف و نویسنده آلمانی این عبارات را در مجادلاتی که با گوئز کشیش آلمانی داشت بیان کرده است. وی در این عبارات به شکل بسیار ملایمی مقصود خود را بیان کرده است و این ملایمت در آنجا است که وی خود را دارای انتخاب دانسته است.
اما واقعیت این است که ما هرگز دارای حق انتخاب «حقیقت محض» نبوده و نیستیم. به عبارت بهتر می توانیم بگوییم «آنانی که ادعا می کنند حقیقت محض با وحی به آنان الهام شده٬ هم خود را می فریبند و هم دیگران را (یا شاید قصد مرعوب کردن دیگران را دارند).»
واضح است که انتخابِ مسیر استدلال و پرسشگری برای ذهن ما بهتر و سالم تر است چرا که با به کار انداختن مداوم قوای ذهنی است که می توان امیدوار به کسب هر گونه موفقیتی بود. به همین دلیل است که سایمون بلکبرن در مطالعه کتاب «جمهوریت» افلاطون٬ از مذاهب با عنوان «فلسفه فسیل شده» یا «فلسفه بدون پرسش» یاد می کند. ترجیح عقاید تعصب آمیز مذهبی و ایمان بر شک و آزمایش تجربی درست مانند دور ریختن «شراب رسیده» و نوشیدن «کوکا کولا» است.

رهبران دنیا






«رهبران دنیا» نام سایتی است که کاریکاتورها و ویدئو کلیپ های بامزه ای راجع به رهبران دنیا (البته فقط انهایی که خبرساز هستند٬ مثل بوش و احمدی نژاد و سارکوزی و مرکل و پوتین و ...) دارد. ویدئو هایش را از دست ندهید.

رسوایی بانکداری اسلامی در کانادا

دیروز وقتی با یک وکیل کانادایی صحبت می کردم (و البته مقاله همین موضوع را در تورنتو استار هم خواندم)٬ صحبت به وام های «بدون بهره» برای خرید خانه مبتنی بر موازین اسلام کشید.


داستان از جایی شروع شده که تعدادی از بانکهای انگلیسی و آمریکایی از حماقت مسلمانان معتقد استفاده کرده اند و با چاپیدن آنان در عین رضایت خودشان٬ به آنها وام مسکن «بدون بهره» داده اند.
همانطور که می دانید٬ چون بر اساس آموزه های دینی اسلام وجود بهره در یک پروسه قرض دادن یا گرفتن پول به معنی ارتکاب گناه کبیره توسط هر دو سر قضیه است٬ این بانکها خانه را خریداری کرده و آن را به صورت «اجاره به شرط تملیک» به «مستاجر مسلمان» می دهند. این «مستاجر مسلمان» نیز خوشحال از اینکه در معامله ای «بدون ربا» صاحب خانه میشود٬ در نهایت به آنجا می رسد که مجموع پرداختی اش برای تملیک خانه برابر است با یک وام مسکن معمولی (همراه با بهره) به علاوه یک درصد بیشتر. مثلا اگر یک وام معمولی همراه با بهره اش ۷۰۰ هزار دلار برای مشتری تمام شود٬ در حالت بدون ربا و بهره٬ این مبلغ ۷۰۷ هزار دلار خواهد شد. به عبارت بهتر٬ «مستاجر مسلمان» با پرداخت ۷۰۰۰ دلار اضافه تضمین رفتن به بهشت را برای خود می خرد.
حال CHMC یا Canadian Mortgage and Housing Corp صدهزار دلار از پول بی زبان مالیات دهندگان را صرف تحقیقات در سیستم بانکداری اسلامی می کند از این جهت که به هر حال باید بر آن نظارت داشته باشد و این امر اعتراض بعضی از انجمن های مسلمان را برانگیخته است. و البته دولت فدرال هم گفته که نیازی به چنین تحقیقاتی نیست چرا که موسسات خصوصی به صورت کاملا خصوصی مشغول شیره مالیدن به سر مسلمانان عزیز هستند و مسلمانان هم از این موضوع کاملا آگاه هستند و با کمال میل سر خود را جهت شیره مالیدن جلوی بانک دراز می کنند. پس این موضوع ربطی به «عموم» مردم ندارد و نیازی به اتخاذ سیاست های عمومی در این راستا نیست.
اضافه کنید به این٬ افتخار کردن جماعت مسلمان را به رشد سریع بانکداری اسلامی در دنیا و البته دلیل این رشد چیزی نیست جز موقعیت سودآوری که بانکهای انگلیسی و آمریکایی در این بازار یافته اند و طبعا در این زمینه سرمایه گذاری کرده اند.
در همین حال اظهار نظر یکی از روسای موسساتی که مشغول اعطای «وام بدون بهره و حلال» به مسلمانان است شنیدنی است:
«وقتی شما گوشت حلال می خرید٬‌ شما با علم به اینکه که ممکن است پول بیشتری برای خرید این گوشت نسبت به گوشت غیر حلال بپردازید٬ آن را خریداری می کنید. و بعضی مردم کاملا مایل به انجام این کار هستند چون مذهب برای آنان مهم است. این موضوع به همین سادگی است.»

ضرب المثل:تا ابله در جهان است٬ مفلس در امان است.


پی نوشت: گربه نره و روباه مکار که به پینوکیو گفتند سکه هایت را بکار توی زمین تا درخت پول در بیاد٬ افسانه نیستند. دنبال آنها در کتاب قصه ها نگردید. آنها واقعی هستند. کافی است کمی به دور و بر خود نگاه کنید و هالوهایی مثل پینوکیو و شارلاتان هایی مثل گربه نره و روباه مکار را ببینید.